هم ایران روسیه سوریه ایرانی محمدجواد ظریف

هم: ایران روسیه سوریه ایرانی محمدجواد ظریف خبر زیر ذره بین

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی روزی می‌رسد که احمدی‌نژاد حرف‌هایی را به زبان بیاورد که هیچ ضدانقلابی نگوید / مرعشی

عضو شورای مرکزی حزب عاملان با بیان اینکه آیت‌الله هاشمی پرسشها مربوط به احمدی‌نژاد را با رهبری در میان می‌گذاشت، گفت: دوستان در بعضی از نهادها یک احتیاطی نسبت ب

روزی می‌رسد که احمدی‌نژاد حرف‌هایی را به زبان بیاورد که هیچ ضدانقلابی نگوید / مرعشی

مرعشی: روزی می رسد که احمدی نژاد حرف هایی را به زبان بیاورد که هیچ ضدانقلابی نگوید

عبارات مهم : ایران

عضو شورای مرکزی حزب عاملان با بیان اینکه آیت الله هاشمی پرسشها مربوط به احمدی نژاد را با رهبری در میان می گذاشت، گفت: دوستان در بعضی از نهادها یک احتیاطی نسبت به آقای احمدی نژاد می کنند و تا جایی که امکان دارد با او مماشات می کنند تا حرف های بدتری را بر زبان نیاورد ولی این را آینده نگری می کنم روزی خواهد رسید که احمدی نژاد حرف هایی را به زبان بیاورد که هیچ ضدانقلابی نگوید.

یک سال پیش در چنین روزی مردی درگذشت که او را یکی از ستون های مهم انقلاب اسلامی کشور عزیزمان ایران می دانند، کسی که از آغازین روزهای مبارزه در کنار امام قرار داده شد و لحظه ای دست از آرزوی بزرگ هایش نکشید.

روزی می‌رسد که احمدی‌نژاد حرف‌هایی را به زبان بیاورد که هیچ ضدانقلابی نگوید / مرعشی

افراد بسیاری در وصف شخصیت آیت الله هاشمی سخن گفتند و از او به نیکی یاد کردند. دوستان و نزدیکانش معتقدند تنها هدفش توسعه و سازندگی بود و علی رغم تخریب هایی که علیه ایشان صورت می گرفت، لحظه ای از این فکر پا بعد نکشید. حسین مرعشی از نزدیکان آیت الله هاشمی می گوید امروز در کشور جای او خالی ست و دولتی که از مردم رأی گرفته و مورد توجه ایشان بوده، این طور مورد بی مهری قرار می گیرد. اگر آیت الله هاشمی بود با تدبیر دولت را راهنمایی می کرد تا با جلب نظر منتقدین، دولت را یاری کند با روحیه بهتری به کار بپردازد.

با یار دیرین آیت الله هاشمی به گفت وگو نشسته ایم که در ادامه می خوانید.

عضو شورای مرکزی حزب عاملان با بیان اینکه آیت‌الله هاشمی پرسشها مربوط به احمدی‌نژاد را با رهبری در میان می‌گذاشت، گفت: دوستان در بعضی از نهادها یک احتیاطی نسبت ب

یک سال از فوت آیت الله هاشمی گذشته هست. در این مدت خلأ وجود ایشان را چگونه دیده اید؟

به هر حال این نبود و دلتنگی در خانواده ما مانند هر خانواده دیگری که عزیزی از دست می دهد طبیعی هست. هنوز هم بعد از گذشت یک سال، دوستان و آشنایان آقای هاشمی در این بهت هستند که چگونه این اتفاق افتاد. آیت الله هاشمی دیگر بین ما نیستند که با نصایح و صلابت خودشان ما را راهنمایی کنند و نبود ایشان بسیار سخت هست. خلأ وجود آقای هاشمی در این یک سال عمدتاً در عرصه های سیاسی زیاد احساس می شود. امروز دولتی که از مردم رأی گرفته و مورد توجه ایشان بوده، این طور مورد بی مهری قرار می گیرد که این جای خالی ایشان را زیاد نمایان می کند. اگر آیت الله هاشمی بود با تدبیر دولت را راهنمایی می کرد تا با جلب نظر منتقدین، دولت را یاری کند با روحیه بهتری به کار بپردازد.

آیت الله هاشمی در دولت اول آقای روحانی به ایشان راهنمایی می دادند؟

آقای هاشمی یک خصلت بسیار بارز داشت. او نسبت به کشور عزیزمان ایران و جمهوری اسلامی بسیار حساس بود. خاطرم است در یکی دو ملاقات آخر از ایشان راجع به دیدارشان با رهبری پرسیدم. آن وقت کنگره آمریکا مصوبه ای را تصویب کرده بود که برجام با آن تضعیف می شد. آقای هاشمی بسیار دلواپس این مطلب بودند که در کشور عزیزمان ایران نیز متناسب با آن مصوبه تصمیمی گرفته شود و نتیجه های برجام زیر سؤال برود، به همین خاطر با رهبری دیدار کردند. از وی راجع به این دیدار پرسیدم، پاسخ داد مقام معظم رهبری پرسشها را به طور دقیق می داند و به آنها توجه دارد. آیت الله هاشمی فرمود باید مراقب باشیم به برجام لطمه نخورد و جهت مردم کشور نیز مشکلی پیش نیاید.

روزی می‌رسد که احمدی‌نژاد حرف‌هایی را به زبان بیاورد که هیچ ضدانقلابی نگوید / مرعشی

حاج آقا زمانی که پای منافع و مصالح کشور در میان بود در هر سطحی که مورد نیاز می دید وارد گفت وگو می شد. او با تدبیر، خردورزی و جایگاهی که داشت نسبت به حل پرسشها اقدام می کرد. ممکن است کسانی باشند که مانند آقای هاشمی دلسوز ملت باشند و اهل تدبیر و خردورزی باشند ولی الزاماً جایگاه آقای هاشمی را ندارند. جایگاه ایشان در طول نظام از ابتدای مبارزات تا به ثمر رسیدن پیروزی انقلاب کتمان نشدنی است.

در شرایط دنیای جدید، باید تشکل های سیاسی شرکت یافته خلأ شخصیت ها را پر کنند. ما در حزب عاملان همین عقیده را دنبال می کنیم و می خواهیم با یک کار شرکت یافته جای پای آقای هاشمی بگذاریم و مانند ایشان خالص و مخلص مردم کشور عزیزمان ایران باشیم، جهت حفظ نظام بکوشیم و خودخواهی و خودبینی را کنار بگذاریم.

عضو شورای مرکزی حزب عاملان با بیان اینکه آیت‌الله هاشمی پرسشها مربوط به احمدی‌نژاد را با رهبری در میان می‌گذاشت، گفت: دوستان در بعضی از نهادها یک احتیاطی نسبت ب

به تازگی شاهد یک سری رفتارهای ساختارشکنانه از سوی احمدی نژاد هستیم. بعضی ها معتقدند آقای هاشمی به قدری بصیرت داشت که رفتارهای امروز او را آینده نگری کند. ایشان راجع به مدیر دولت های نهم و دهم چه دیدگاهی داشت و چه می گفت؟

آقای هاشمی در مورد آقای احمدی نژاد هر لحظه صریح صحبت می کرد، نظرات خودش را در ارتباط با مدیر دولت های نهم و دهم به نزدیکان می گفت و با رهبری پرسشها مربوط به او را در میان می گذاشت.

معتقدم مسأله احمدی نژاد، چندان پیچیده نیست. خیلی راحت می توان فهمید که او چه مسیری را طی می کند. آقای هاشمی که جای خودشان را دارند، ما هم که شاگرد ایشان بودیم می دانستیم او چه راهی را در پیش خواهد گرفت. به نظرم در حال حاضر نباید راجع به گذشته احمدی نژاد سخن گفت بلکه باید امروز او را دید.

روزی می‌رسد که احمدی‌نژاد حرف‌هایی را به زبان بیاورد که هیچ ضدانقلابی نگوید / مرعشی

یک روز مشاهده کردیم برابر آیت الله هاشمی و آقای ناطق نوری ایستاد و به آنها تهمت و افترا زد. عده ای بیان کردند که او این دو نفر را نقد کرده و مهم نیست. تلویزیون هم حاضر نشد تریبونی در اختیار آنها جهت دفاع از خودشان قرار دهد! امروز هم می بینیم حریم نهادهایی را حفظ و به لاریجانی ها حمله می کند!

دوستان در بعضی از نهادها یک احتیاطی نسبت به ایشان می کنند و تا جایی که امکان دارد با او مماشات می کنند تا حرف های بدتری را بر زبان نیاورد ولی این را آینده نگری می کنم و شما هم آن را ثبت کنید. احمدی نژاد نیاز به هیچ سند و مدرکی ندارد و در زدن حرف ناحساب ید طولایی دارد. او به آسانی می تواند هر موضوعی را جعل کند و بگوید. روزی خواهد رسید که احمدی نژاد حرف هایی را به زبان بیاورد که هیچ ضدانقلابی نگوید.

خبر فوت آیت الله هاشمی را چگونه شنیدید؟

شب فوت آیت الله هاشمی در جلسه شورای عالی اصلاح طلبان بودم. یکی از دوستان پیامک داد که بیمارستان شهدای تجریش هستم و اینجا شایعه شده است که آیت الله هاشمی حالشان بد است و خوابیدن شده است اند. چون در گذشته این شایعات چند بار تکرار شده است بود، به او پیغام دادم که این شایعه هست. چند دقیقه بعد از آن آقای تابش خبری را از منزل ملت نشان دادند مبنی بر اینکه آیت الله هاشمی در بیمارستان خوابیدن هست. فوری به فرزند ها زنگ زدم که آنها هم اشغال بودند و پاسخ ندادند. با مدیر حفاظت حاج آقا، آقای شجاعی تماس گرفتم که ایشان گفتند وضع خراب هست. با شنیدن این حرف دنیا پیش چشمانم تیره و تار شد. بلافاصله به دفتر آقای جهانگیری زنگ زدم. آن روز ایشان در هیأت دولت بودند. به اعضای دفتر گفتم که به او بگویند آیت الله هاشمی در بیمارستان خوابیدن شده است و حالش خوب نیست. محض احتیاط هم با آقای قاضی زاده هاشمی، وزیر بهداشت تماس گرفتم که ایشان گفتند نزدیک بیمارستان هستند. هنگامی که رسیدم پزشکان مشغول احیا بودند. همان جا فهمیدم که کار حاج آقا تمام شده است و ما گرفتار شدیم.

وقتی رسیدید فرزندان آیت الله هاشمی آمده بودند؟

هنگامی که رسیدم محسن، یاسر و فاطمه زن آنجا بودند بعد هم آقای محمد هاشمی رسید. به اتاق احیا رفتم. معلوم بود که کار تمام شده است و تلاش پزشکان فایده ای ندارد. حدود 20 دقیقه بعد آقای روحانی تشریف آوردند و آنچه نباید می شد، شد.

آیت الله هاشمی هر لحظه به تنهایی استخر می رفتند؟

بله، هر لحظه تنها استخر می رفتند.

بعد از فوت آیت الله هاشمی چندین محل جهت دفن ازجمله مشهد، پایتخت کشور عزیزمان ایران و قم مطرح شد ولی نهایتاً حاج آقا در حرم امام دفن شدند. آیا این امر به طول انجامید؟

مشهد به هیچ عنوان مطرح نبود. شبی که حاج آقا فوت شدند با آقا محسن تصمیم گرفتیم که پیکر ایشان را به منزل ببریم و در حسینیه جماران بگذاریم تا دوستان و آشنایان جهت خداحافظی بیایند. هنگامی که پیکر به جماران انتقال یافته شد وزیر بهداشت و آقای حسین فریدون و آیت الله گلپایگانی تشریف آوردند.

ابتدا تصمیم گیری شد که آیت الله هاشمی در قم دفن شوند و جهت اینکه امور به خوبی انجام شود مراسم تشییع را روز 21 دی گذاشتیم ولی دفن در قم دو مسئله عمده داشت؛ نخست بحث مسافت طولانی پایتخت کشور عزیزمان ایران تا قم بود که جهت حاج زن مسئله بود و مسأله دوم هم این بود که اگر آیت الله هاشمی در قم دفن می شدند مزار ایشان در قسمت برادران قرار می گرفت که زن ها نمی توانستند به آنجا بروند. ازسوی دیگر بیت امام اعلام کرده بود که آیت الله هاشمی در حرم دفن شوند. اینکه حاج آقا کجا دفن شوند تا روز بعد حوالی شب به طول انجامید. اخوی ایشان زیاد به قم رضایت داشتند، آقا مهدی و یاسر هم به حرم. بنده و آقا محسن هم نظاره گر بودیم که فرزند ها چه خواهند کرد. هنگامی که دیدم این بحث طولانی شده است به آقا محسن گفتم شما باید تصمیم بگیرید و این مباحث را ببرید که نهایتاً مقرر شد حاج آقا در حرم امام دفن شوند.

آقا مهدی چگونه از خبر فوت آگاه شدند؟

در زندان به آقا مهدی خبر داده بودند که آیت الله هاشمی مرحوم شدند و یک ساعت بعد به او مرخصی دادند.

بحثی که خیلی خبرساز شد عدم حضور دختران و زن مرعشی به هنگام نماز بود. چه اتفاقی افتاد که زن های بیت نتوانستند در نماز حاج آقا شرکت کنند؟

چون خودم داخل نرفتم نمی دانم چه اتفاقی افتاد. آن روز در خیابان های اطراف میان جمعیت حضور داشتم و نتوانستم به قسمت تشریفات بروم که ببینم چه رخ داده است.

شایعه شده است تابوت خالی بود آیا این صحت دارد؟

چنین چیزی را تأیید نمی کنم. این حرف شایعه ای بیش نیست.

بحثی که مطرح هست، عنوان وصیت نامه آیت الله هاشمی است که دختران دو روایت متفاوت را بیان می کنند. فائزه زن می گوید همان شب به دفتر حاج آقا رفتند و دیده اند که گاوصندوق و دفتر خالی است و اسناد و مدارکی وجود ندارد. فاطمه زن می گوید چند روز بعد که به دفتر رفتند متوجه شدند که اسناد و مدارک نیست. کدام روایت درست است؟

همان شب فوت، آقا محسن به گاوصندوق دفتر و منزل سر زدند چون می درخواست کردند از محل دفن حاج آقا آگاه شوند که نه در منزل چیزی پیدا کردند و نه دفتر و تنها وصیت نامه وقت آنژیوی ایشان بود.

به گفته آقای محمد هاشمی، پای وصیت نامه مذکور نوشته شده است ناتمام.

آن وصیت نامه تمام شده است و ظاهراً یادداشت هایی است که ناتمام مانده و در حال حاضر هم نیست.

چند هنگامی که است که فرزندان آیت الله هاشمی از وجود رادیواکتیو در خون ایشان صحبت می کنند. آیا وجود این ماده ارتباطی با فوت ایشان دارد؟

در مورد حاج آقا باید بگویم که اشعه آلفا ۱۲درصد بوده و در بدن حاج زن این ماده ۴درصد است ولی اینکه منشأ این اشعه ها کجاست، مشخص نیست. در مورد فاطمه زن هم باید بگویم یک درصد اشعه بتا در خون او پیدا شده است است.

چرا آیت الله هاشمی در هر برهه ای از انقلاب مورد هجمه و تهمت قرار می گرفت؟

آدم های مؤثر هر لحظه مورد این رفتارها قرار می گیرند. با آدم های معمولی که این رفتارها نمی شود. اینکه شما آدم تأثیرگذاری باشید هر لحظه مورد نقد قرار می گیرد. آیت الله هاشمی یکی از تأثیرگذارترین افراد انقلاب بود. باید بگویم هنوز ما در کشور عزیزمان ایران یاد نگرفتیم اگر با کسی مخالف هستیم با انصاف برخورد کنیم. مواضع ما در قبال افراد یا صفر است یا صد. زمانی که فردی را قبول داریم همه چیز آن را می پسندیم ولی زمانی که قبولش نداریم تمام وجود با او مخالف هستیم. این یک ضعف بزرگ در فرهنگ سیاسی ماست.

این نحوه تفکر یک مسئله اساسی جامعه ماست. این مطلق گرایی باعث می شود که ما نقاط مثبت و منفی افراد را نبینیم. در مورد آقای هاشمی هم این مسأله صدق می کند. چپ ها دوست داشتند آقای هاشمی مثل آنان باشند و راست ها هم می درخواست کردند که حاج آقا مثل آنان فکر کنند، ولی آقای هاشمی خودش بود.

بگذارید مثالی جهت شما بزنم. زمانی که مبارزه مسلحانه صورت می گرفت آقای هاشمی با آن موافق بود یا در بعضی از موارد مخالفت هایی داشت.

گفته می شود آیت الله هاشمی یک اصولگرا بود، ولی این جریان از این ظرفیت به خوبی استفاده نکرد.

اینکه به معنای مرسوم بگویم آقای هاشمی متعلق به کدام جناح هست، مشخص نیست. حاج آقا خودشان بودند و تابع هیچ جریانی نمی شدند. سؤال پیش می آید اگر آدم ها خودشان باشند خوب است یا بد؟ این باید مورد بررسی قرار گیرد. در ادبیات سیاسی کشور عزیزمان ایران اگر تابع نباشید بد هست، اگر خودتان هم نباشید خوب نیست. آقای هاشمی هیچ گاه لباس کسی را نپوشید. اصلاً لباس کسی هم به او نمی آمد. حتی با تمام ارادتی که به امام داشت در بعضی از موارد با امام اختلاف نظر داشت.

به طور موردی می توانید مطرح کنید؟

مثلاً در برخورد با آیت الله منتظری ایشان حاضر نشد نامه ۱+۶ را جهت او ببرد. در جمع تمامی آن سران، حاج آقا تنها کسی بود که مخالفت کرد و به امام گفت که این کار را درست نمی دانم. با این کار حاصل عمر شما زیر سؤال می رود. هنگامی که که آیت الله هاشمی با امام این گونه برخورد می کند بعضی از مدیران در سطوح میانی انتظار دارند که با آنها همراه شوند!

آیت الله هاشمی آخرهای عمرشان به شدت بین مردم محبوبیت پیدا کرده بودند. علت آن چیست؟

بگذارید خاطره ای را از آقای عبدالله نوری برایتان نقل کنم. آقای نوری بیان می کند پیش حاج آقا می رود و به ایشان می گوید شما رادیکال شده است اید. آیت الله هاشمی به او پاسخ می دهد که آقای نوری من جهت این کارم علت دارم. مردم این طرف هستند و این نحوه فکر را دوست دارند. من اگر می خواستم جهت خود کاری را انجام دهم از همه شما راحت تر می توانستم با سیاست های رسمی خودم را تنظیم کنم و امروز نماز جمعه، دانشگاه و خبرگان را داشتم ولی چون با شما همراهی می کنم دچار مشکلاتی شده است ام، آن وقت شما به من می گویید آیا این کار را می کنید؟ چون مردم این طرف هستند، چون اساس انقلاب بر دوش مردم هست. نظام اگر مردم را نداشته باشد چیزی ندارد.

آقای هاشمی به جد با بعضی از رفتارها موافق نبود. مثلاً در ارتباط با تسخیر سفارت آمریکا ایشان نظر مثبتی نداشتند ولی چون مردم این کار را انجام دادند طرف آنان قرار داده شد ولی اعتقاد بود با گذشت وقت مردم متوجه این کار خود می شوند.

حاج آقا هر لحظه جهت پرسشها کشور عزیزمان ایران پیشرو بود. آن وقت نامه ای به امام نوشتند مبنی بر اینکه شما باید قبل از فوت وظیفه چندین مسأله ازجمله جنگ، شورای نگهبان و روابط کشور عزیزمان ایران و آمریکا را مشخص کنید. ما نمی توانیم جهت آنها کاری انجام دهیم. آیت الله هاشمی اعتقاد بود جمهوری اسلامی دایره ای با یک کانون نیست، بلکه یک بیضی با دو کانون مردم و اسلام هست. معمولاً روشنفکران هر لحظه تک محور هستند و بعضی هم فقط اسلام و ولایت فقیه را می گیرند و مردم را رها می کنند ولی آقای هاشمی هم مردم و هم اسلامیت را در نظر داشت.

چه شد که آیت الله هاشمی دیگر پشت تریبون نماز جمعه قرار نگرفتند؟

پیشنهاد می کنم راجع به آخرین نماز جمعه آقای هاشمی با آقای ناطق نوری به گفت وگو بنشینید. اعتقاد دارم آن خطبه هنوز هم قابل اتکا و پخش هست. هیچ توصیه تندی در آن وجود ندارد و برعکس، یک خطبه متعادل و راهگشاست که بسیار دقیق بیان شده است است.

به یاد داشته باشیم اتفاق 88 باعث یک واگرایی و دوقطبی شد. کسانی که نماز می آمدند دیگر تفکرات آیت الله هاشمی را قبول نداشتند و کسانی هم که ایشان را قبول داشتند، نماز نمی آمدند. نماز رفتن جهت آقای هاشمی سخت شده است بود لیکن کسانی که می آمدند حرف ایشان را گوش نمی کردند. جهت آنها حرف های آیت الله موحدی کرمانی و خاتمی زیاد مورد پسند بود.

آقای ناطق نوری تعریف می کند آن روز از میدان انقلاب به سمت محل نماز جمعه می رفتم که با انبوهی از جمعیت عصبانی روبه رو شدم. پیش خودم گفتم آقای هاشمی امروز کار مشکل پیش رو خواهد داشت. او چه می خواهد بگوید؟ اگر چیزی بگوید که مردم برنجند پایتخت کشور عزیزمان ایران به آشوب کشیده خواهد شد. اگر چیزی بگوید که آنها خوششان بیاید نظام چه می شود؟ در این معادله مانده بودم که آیت الله هاشمی چه می خواهد بگوید که هم نظام حفظ شود و هم مردم قانع به منزل هایشان برگردند.

آقای ناطق نوری می گوید آیت الله هاشمی خطبه را شروع کردند. متحیر ماندم که چگونه در چارچوب سخن گفت و با چه هوشمندی هر جمله ای را بیان می کرد. هر حرفی که از دهان آیت الله هاشمی بیرون می آمد می گفتم شیر مادر حلالت باشد، عمرت پر برکت. من می فهمیدم که او چه کار مهمی را انجام می دهد. آیت الله هاشمی آن روز از کلیت نظام دفاع کرد و مردم را آرام کرد و به منزل فرستاد.

آقای ناطق ادامه می دهد بعد از خطبه یکی از دوستان که متعلق به نهادی بود از سخنان آیت الله هاشمی ایراد گرفت. گفتم مرد مؤمن امروز جای این حرف ها نبود. اگر آیت الله هاشمی حرفی می زد و مردم برعکس آن عمل می کردند چه کسی می توانست اوضاع را جمع کند.

این روزها بعضی معتقدند که شاهد هاشمی زدایی در دانشگاه آزاد هستیم. آیا این اتفاقات در نهادی که آیت الله هاشمی بنیانگذار آن بود، رخ داد؟

به جرأت می توانم بگویم حداقل ۱۰۰ نفر اصولگرا می توانستند مدیر دانشگاه آزاد شوند و این نهاد را به سمتی سوق دهند که یک نهاد اصولگرایی تمام عیار شود و در عین حال حرمت آقای هاشمی هم نگه داشته شود ولی کسی در رأس کار قرار داده شد که فقط حرمت آقای هاشمی را از میان برد. آقای دکتر ولایتی که روزی افتخارش این بود که وزیر دولت حاج آقا بود و سال ۸۴ به نفع ایشان کنار کشید، متأسفانه کسی را گزینش کرد که در ضدیت با آیت الله نمونه ندارد. این گزینش نه تنها در شأن آقای ولایتی نبود بلکه از انصاف هم دور بود. مردم انصاف دارند و می دانند دانشگاه آزاد را آیت الله هاشمی بنا نهاد.

گفته می شود آقای ناطق نوری و سیدحسن خمینی می توانند جایگزین آیت الله هاشمی در نظام شوند. نظرتان در این باره چیست؟

برای مردها ناطق نوری، خاتمی و سیدحسن خمینی احترام زیادی قائلم ولی این را آینده تعیین می کند. آیت الله هاشمی به مردم علاقه می ورزید و هر لحظه در پی این بود راه حلی پیدا کند تا اختلاف نظرها و دو قطبی ها را از میان بردارد.

افراد می توانند مدیر جمهور و مدیر مجلس شوند ولی مسؤولیت پذیری تفاوت دارد. افراد باید دلسوز مردم باشند و به قولی دارای ظرفیت دوگانه باشند که هم بتوانند امور را پیش ببرند و هم با مردم باشند.

ایلنا

واژه های کلیدی: ایران | احمدی نژاد | محمد هاشمی | احمدی نژاد | وصیت نامه آیت الله هاشمی | اخبار سیاسی و اجتماعی

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz